عالى بساختند و گنبدخانهء عالى برافراختند و آب محمودآباد درو جارى كردند و آن مدرسه هنوز موجود است ، اما رو به خرابى دارد . و بر درگاه مدرسه دو منار برافراخت و آن مدرسه به زندان شريعت و مدرسهء عطاخانى شهرت يافته . و سلطان محمود را از ملكه عطا خان دخترى بوجود آمده تركان خاتون موسوم گشت .
نقلست كه در چلهء زمستان ملكه عطا خان با تركان خاتون بديدن شيخ المشايخ شيخ فخر الدين احمد اسفنجردى كه در كوچهء فهادان « 1 » در زاويه [ اى ] معتكف بود رفتند . شيخ از آنجا كه رسوم و عادت اهل اللّه است سر در خرقه كشيده بعد از ساعتى سر برآورد و يك دسته نرگس تازه در كف گرفته پيش ملكه عطا خان داشت .
ملكه اشارت به دختر كرد كه آن را بگير . تركان خاتون دست شيخ را بوسيده .
شيخ احمد توجه [
a
64 ] فرموده گفت برو بابا كه به تو داديم . چون ششماه بر اين بگذشت ملكه عطا خان درگذشت و در مدرسهء عطا خان مدفون گشت . نبيرهء قاوردشاه سلجوقى كه فرمانفرماى كرمان بود تركان خاتون را به جهت پسر خود سليمان شاه خواستگارى [ كرد و ] بكرمان برد و تركان خاتون ملكهء آن ولايت گشته مدرسهء عالى در آنجا بنا فرمود و بعيش و خرمى « 2 » روزگار ميگذرانيد تا درگذشت .
ذكر احوال على كرشاسب بن علاء الدوله كالنجار و خلف ارجمند او امير فرامرز
سابقا در اين اوراق سمت گزارش « 3 » يافت كه سلطان علاء الدوله را پسرى بود كرشاسب [ علاء ] الدوله نام ، مشهور و معروف به اميرزاده على كرشاسب ، و سلطان جلال الدين ملكشاه او را باردوى معلى طلب داشته از جملهء مقربان خود گردانيد .
بعد از فوت سلطان ملكشاه نزد سلطان سنجر بن جلال الدين ملكشاه كه والى
هامش
( 1 ) - اصل : قهاران
( 2 ) - اصل : خورمى
( 3 ) - اصل : گذارش