تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
اهواز به يزد آمده بخراسان ميرفتند در اين مسجد عبادت كردند و در آن مكان متبرك گنبذى ساخته‌اند و ببركت آن حضرت دعا در آنجا مستجاب مىشود و حاجت روا ميگردد . و در حينى كه حضرت امام رضا عليه التحية و الثنا يزد را بقدوم ميمنت لزوم ثانى بيت المعموره گردانيدند و بدين مسجد عبادت كردند بحمام مقابل مسجد كه بحمام فرط مشهور است تشريف حضور ارزانى داشتند معجزه‌اى از آن حضرت به ظهور آمد . تبيين اين مقال آنكه در آن زمان شحنه [ اى ] در يزد بوده و او را سلطان قطب الدين زنگى ميگفته‌اند . مبروص شده بود و چون نميخواسته كه اين سر فاش گردد بهر حمامى كه ميرفته قرق مينموده . اتفاقا بحمام فرط آمده ، به حمامى سفارش [
a
31 ] نموده كه تا من در حمام باشم ديگرى را رخصت دخول مده و اين سفارش نموده و باندرون حمام رفته در پاى خزانه مىنشيند و چون لحظه‌اى ميگذرد شخصى با زيب و بها داخل حمام مىشود . شحنه آن شخص را ديده بغايت منفعل مىشود كه مبادا آن بزرگوار چون او را مبروص بيند مكروه طبعش باشد و با خود در گفتگو كه اين حمامى مرا رسوا ساخت ، كه در اين حال آن شخص كه حضرت امام بوده طاسى آب گرم از خزانه برداشته بر سر و بدن شحنه ريخته از حمام بيرون آمده . شحنه متعاقب آن حضرت بر روى حمام آمده با حمامى عتاب آغاز مىكند كه من به تو سفارش نمودم كه بىاطلاع من احدى را مگذار « 1 » كه داخل حمام شود ، چرا خلاف گفتهء من كردى ؟ حمامى سوگند ياد مىكند كه تا تو در حمام بودى كسى بر روى حمام نيامد و من كسى را نديدم و رخصت دخول حمام ندادم . شحنه در اثناى مناظره در روشنائى بدن خود را مىبيند لكهاى پيسى و برص بالتمام بر طرف شده و پوست بدن برنگ اصلى عود نموده متحير و سراسيمه رخت پوشيده بيرون مىآيد و تفحص احوال حضرت امام مينموده كه شايد از آن حضرت نشان يابد . چون در اين مقام كه الحال به زنگيان اشتهار دارد رسيد خيمهء حضرت
هامش
( 1 ) - اصل : مگزار