كه سواى عمارات عاليه ديگر عمارتى نماند برين تفصيل :
1 - دهوك اعلى ، 2 - دهوك سفلى ، 3 - كوچهء باغ صوفيان ، 4 - اسكندريه ، 5 - باغ كمال ، 6 - مصلى عتيق ، 7 - [ ] ن غازيان 9 - در مدرسهء عبد القادريه ، 10 - خلف باغ عزآباد ، 11 - كوچهء حظيره ، 12 - چهار منار ، 13 - سرريگ 14 - كوچه نو ، 15 - كوچهء كنج ( كذا ) ، 16 - سر پلوك .
و بسيارى از مساجد و مدارس و خوانق و حمامات و بيوتات و حوانيت و بساتين « 1 » و خانات را خراب كرده [ ] « 2 » نهاد و از راه كاريز و پاياب آب در خانههاى اندرون شهر جوشيده عمارات عاليه خراب گرديد و آه و نالهء پير و جوان از هفت آسمان [ درگذشت ] . تمامى مردمان افتان و خيزان رو بصحرا آوردند و بر خرابى ساكن [ و ساكنان ] ما يعرف از ديده سيل سرشك روان ساختند و از باغات و بساتين ياد آورده مانند اشجار متحيروار سر به هوا افراختند و بموافقت [
b
149 ] سحاب اشك حسرت از عيون روان گردانيدند .
مثنوى
برآمد ناله و آه از چپ و راست * ز مرد و زن فغان و نعره برخاست
ز فرياد و غريو پير و برنا * امارات قيامت گشت پيدا
تا مدت سه شبانه روز حال برين منوال بود و در آن ايام اصلا آفتاب جهانتاب جمال نمىنمود . از جملهء كرامات امامزادهء واجب التعظيم و التكريم امامزاده ابو جعفر محمّد عليه التحية و التسليم كه در آن اوان بر همگنان ظاهر گرديد اين بود كه تمام عمارات مزار متبرك امامزادهء معصوم بسبب ورود سيل خراب گرديد و چون آب بحوالى قبر رسيد بر دور گشته از دور مراسم طواف بجا آورده بنزديك ضريح مبارك نيامد . و در چنين واقعهء عبرتبخش يك آدمى را مضرت جانى نرسيد ، اما به غير از خرقه كه پوشيده بودند مالك چيزى نبودند .
بعد از [ آنكه ] اين اخبار بعرض فرمانفرماى آذربايجان و عراق مرزا جهانشاه رسيد انوار عاطفت آن جناب مانند لوامع خورشيد از مطالع مرحمت [ و اكرام ] طالع گشته حكم همايون شرف نفاذ يافت كه بعضى از سادات و [ فضلا ]
هامش
( 1 ) - اصل : بساطين
( 2 ) - كلمات كنارهء اوراق آخرين نسخه به علت آبديدگى ناخواناست ، درين موارد كلمات به حدس به متن الحاق شد .