تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
و اكابر و اشراف خطهء يزد بدرگاه سلطنت پناه آمده آنچه [ ويرانى در قراء ] و بلوكات مشاهده نموده باشند بعرض اشرف اعلى رسانند تا [ ] عدالت آئين بتدارك احوال ساكنان آن ديار پرداخته از تكاليف [ ديوان ] [
a
150 ] و مال و جهات مقررى چند سال رعايا و اهالى را معاف و مسلم دارد . بنابر آن بزرگان عاليشان باميد فراوان متوجه اردوى معلى گرديدند . بعد از طى يك دو مرحله مخالفت در ميان ايشان پيدا شده از يكديگر مفارقت و دورى نمودند و هريك فردا و وحيدا بپايهء سرير اعلى شتافته بشرف مجالست جهانشاهى [ معز ] گرديدند و به جهت اعتبار و اختيار خود از جانب رعايا و برايا و بيچارگان [ مبلغ ] كرامند برسم پيشكش و نياز تقبل نمودند . بعد از رخصت معاودت [ ] قت محصلان شديد الانتقام رو به يزد آورده ابواب ظلم و بيداد [ بر روى ] فرق عباد گشوده گشت و حال آنكه در آن زمان بواسطهء غارت و تاراج سيل و خرابى بيوت و مسكن هيچ يك از ساكنان آنجا مالك [ ] نبودند . تحصيلداران وجوه مذكوره را در عرض اندك روزى از رعايا [ ] بحصول موصول گردانيدند و به حمد اللّه و تعالى كه بعد از اندك [ مدتى ] بيمن معدلت سلاطين صفوى نشان آن خطهء بهشت منزلت ، مصراع : [ ] كارگاه گردون [ ] اكنون وقت آن رسيد كه از گلزار « 1 » اخبار [ ] سپهر منزلت خورشيد شوكت قدر قدرت قضا صولت [ ] دارا كياست جنت آشيان ابو البقا شاه اسمعيل بهادر خان [
b
150 ] تا زمان دولت و خلافت پادشاه كامگار و سلطان مؤيد ذوى الاقتدار قطب فلك سلطنت و نامدارى آفتاب آسمان عظمت و شهريارى مركز دايرهء شوكت و جهاندارى خلاصهء ملوك عالم ، زبدهء سلاطين بنى آدم ، خسرو خورشيد مكان ، خاقان كيوان ايوان شعر
خديو جهان بخت فرخ‌لقا * معلى سرير مظفر لوا
هامش
( 1 ) - اصل : گلذار