بود و در اهرستان مجاور [ بود ] و هرگاه [ ] و خارج [ ] المال كه از وكلاى ديوان رسيد بمتوطنان اهرستان ميرسانيدند از خاص مال خود داده نميگذاشت كه يك دينار از ساكنان آنجا باز يافت نمايند .
و در اول حال در سر كوچهء غازيان جماعت خانهء نيكو بساخت و منارهء يك قفصه برپا كرد و امام و مؤذن تعيين فرمود .
و در مقابل آن به جهت مقبره عمارتى نيكو با خانقاهى در جنب آن بساخت و مياه ابرندآباد در آنجا جارى كرد .
و در جنب حظيره و خانقاه باغى بود ، در آن باغ طرح مسجد جامع انداخت و صفهء عالى و جماعتخانه در يمين و يسار تمام كرد و بر كتابهء مسجد سورهء الكهف ثبت فرمود .
و در جنب مسجد سقايه بساخت و اتمام اين عمارات در سنهء اثنى و عشرين و ثمانمائه بود .
و بعد از چند سال در خلف صفهء مسجد طرح گنبد مقصوره انداخت و تمام ناكرده بجوار رحمت حق [
b
133 ] پيوست و روح پاكش بدار السرور و اصل گرديد و در حظيره [ اى ] كه در جنب مسجد ساخته بود مدفون گرديد .
و چون مسجد باتمام نرسيده خواجه حاجى جان تبريزى كه در يزد مجاور و پيوسته بخيرات و مبرات قيام مينمود در سنهء اربعين و ثمانمائه از جمله مبلغ سه هزار دينار كپكى كه وصيت نموده بود كه خرج جاريه كنند بعد از فوت نامه ( كذا ) مبلغ يكهزار دينار كه موازى يكصد تومان تبريزى « 1 » بوده باشد بموجب وصيت صرف مسجد مذكور كردند و گنبد تمام نمودند .
و خواجهء مرحوم سعيد خواجه زين الدين على خلف ارجمند خواجه صدر الدين احمد ابيوردى مبلغى معين از خاص مال خود صرف مسجد مذكور نموده تمام عمارات را سفيد كرد و منبر خطيب به كار گذاشت و تا مدتى مديد حفاظ بتلاوت كلام مجيد مشغول بودند و صلوة خمسه بجا مىآوردند .
هامش
( 1 ) - اصل : درى ؟ ؟ ؟