مقام به همين بيت اكتفا نمود . و در كتابهء دوم « 1 » اين ابيات كه اشعار غفران مآب مرحوم سعيد مولانا شرف الدين على مخدوم است به آب زر نوشت :
نظم
پاك خدائى كه مرا آفريد * و ز پى پاكان ز جهان برگزيد
بهر طهارت گل من شد در آب * پاك دلا روى ز من برمتاب
آنكه ز خاكم بكرم برگرفت * كار من از دولت او درگرفت
تا شدم از دولت غرّا بكام * مقصد هر طايفه از خاص و عام
شعبه [ اى ] از دوحهء قل انماست * تازه گلى از چمن هل اتى « 2 » ست
غوث خلايق شدهام [ a 131 ] زين سپاس * عقل كند فهم سخن زين قياس
اسم هميون ز علو و علا * دم زند از صفدر خيبرگشا
مايهء تطهيرم ازين چشمهدان * آيهء تطهير كند اين بيان
لاجرم آن را كه بود رهنما * رسم طهارت بود آئين صفا
و اشعار مولاناى مرحوم قريب پنجاه بيت است كه در تاريخ جديد يزد نوشته شده ، به جهت تيمن به اين چند بيت اكتفا نمود .
و اتمام اين حمام در سنهء ثلث و اربعين و ثمانمائه بوده و يكى از اكابر « بالخير » تاريخ يافته و بر كتابهء درگاه القاب خاقان سعيد شاهرخ مرزا ثبت نمودهاند و سه بيت كه زادهء طبع مولانا شرف الدين على است به آب زر نوشتهاند :
نظم
از در دولتم درآ نفسى * كز هواى تو سوختيم بسى
در ايجاد را كه صنع گشود * از براى ورود آدم بود
چون زبهر تو گشت اين در باز * خوش درآو بخويشتن پرداز
و اكنون اين حمام به « حمام شاه » اشتهار يافته .
و بعد از آنكه مرتضى اعظم سعيد امير غياث الدين على ازين جهان فانى سفر
هامش
( 1 ) - اصل : دويوم
( 2 ) - اصل : انا