تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
فتحاباد نام نهاد و اكنون به ديه نو اشتهار يافته و تمامى رعاياى آن مجوسند . و قناتى در قصبهء مهريجرد احداث كرده موسوم به قنات فتح‌آباد و ديگرى به يحيىآباد و با آب محمّدآباد ممزوج كرده بدان محل آورد و امراى او بسيار باغات و عمارات در آنجا ساختند . نقلست كه در ايام سلطنت شاه يحيى شخصى كه فى الجمله از قنائى « 1 » وقوف داشت به خدمت پادشاه مزبور « 2 » رفته عرض نمود كه اگر فلان مبلغ بتحويل من مقرر شود قناتى به جهت سركار ديوان احداث مىنمايم . حسب الاستدعا آن مبلغ بتحويل او مقرر شد . آن سرگشتهء وادى پريشانى مدتى بيسروسامان در كوه و صحرا تفحص و تجسس نموده به گمان آنكه آبى بر روى كار خواهد آورد آن وجه را صرف گمانه كرده چشمش بديدن چشمه روشن نگرديد و از واهمهء عقوبت و بازخواست وكلاى پادشاهى جويهاى آب از عيون بر رخسار جارى ميساخت . اتفاقا پادشاه ارادهء شكار كرده به طرف تفت و ندوشن عنان عزيمت معطوف فرمود . آن لب تشنهء وادى حيرانى در فراشاه بموكب همايون رسيد . ملازمان درگاه او را گرفته ببارگاه پادشاه حاضر كردند . شاه يحيى پرسيد كه قناتى كه به جهت سركار حفر نموده در كدام محل است و آب آن در كدام مكان شرب [
a
103 ] مىشود . بيچاره سر خجالت پيش انداخته از انفعال جوى آب بر روى جارى ساخت . چون بر پادشاه ظاهر گرديد كه آن شخص در ظلمات كم‌سعادتى گرفتار [ است ] و پى بسرچشمهء حيات « 3 » نبرده از موقف جلال حكم جهان مطاع شرف نفاذ يافت كه او را بر دروازه يزد برده صلب « 4 » نمايند . جمعى از ملازمان ريسمان در گردن او كرده روانهء شهر شدند . چون به دو فرسخى شهر به اين مقام كه زانوى ميگويند رسيدند آن بيچاره به زانو درآمده بتضرع و زارى درآمد . مقارن آن حضرت قطب الاوليا و برهان الاتقيا شيخ زين الدين على بنيمان المشتهر به بابا شيخ على كه در آنوقت عرصهء يزد و توابع بوجود او آرايش داشت
هامش
( 1 ) - اصل : قياسى ( 2 ) - اصل : مذبور ( 3 ) - اصل : حيوة ( 4 ) - اصل : سلب
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 137 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى