تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
طول و عرض چنان فسحتى دارد كه از ارتفاع مزارع آن و از صيد نخجيرش خرج ساكنان آنجا [ فراهم ] مىشود مدتى بود كه جمعى از حراميان شيراز آنجا مقام كرده و راهها بسته بودند ، امير مظفر آن موضع را از ايشان پاك كرد و اتابك يوسف شاه بواسطهء آنكه ايلچيان ارغون خان را بقتل آورده بود مجال توقف در يزد نداشت به طرف سيستان توجه نمود . امير مظفر ملازم او بود . جمعى از نزديكان اتابك به قصد او ساعى شدند چنان كه او در ميان ايشان بودن [ را ] مصلحت نميديد . از اتابك جدا شد و در سنهء خمس و ثمانين و ستمائه به كرمان آمده از آنجا متوجه يزد شد . چون به يزد رسيد مزاج حكام را مستقيم نديد ، لاعلاج عزيمت اردوى ارغون خان نمود و در راه بمصاحبت امير محمّد خوشى « 1 » كه از امراى بزرگ بود مشرف شد و امير مشاراليه او را به خدمت ارغون خان برده صدارت [
a
74 ] نمود و امير مظفر منظور نظر پادشاه گرديده بمنصب يساولى ديوان سرفرازى يافت . و چون ارغون خان وفات يافت و گيخاتو خان بر سرير سلطنت متمكن گرديد امير مظفر را تربيت كرده از زمان ارغون خان اقتدار يافت . چون اتابك افراسياب بن يوسف شاه در لرستان اظهار مخالفت نمود گيخاتو خان لشكرى بيشما [ ر ] را مثال داد كه بدان ديار روند . امير مظفر بواسطهء قرب جوار بالرستان و سوابق معرفت با اتابكان استدعا نمود كه پادشاه كفايت آن مهم را به راى دوربين او حواله نمايد و استدعا بعز اجابت اقتران يافت و او حسب - الحكم بالشكرى كه كوه و هامون از كثرت آن بستوه آمده بود متوجه لرستان شد . چون به آنجا رسيد اتابك بنابر اعتمادى كه بامير مظفر داشت باستقبال شتافت و شرايط خدمت و نيكوبندگى بجا آورد و بمصاحبت امير مظفر متوجه اردوى معلى شده شرف بساط بوسى دريافت و بخلعت و انعام سرفرازى يافته كامياب مراجعت نمود . چون گيخاتو خان عالم فانى را وداع نمود و نوبت سلطنت بغازان خان رسيد امير مظفر را تربيت نموده امارت هزاره و طبل و علم و پايزه و شمشير و چماق چنانچه رسم سلاطين مغولست سيورغاميشى فرمود و هر روز كه برمىآمد كار او
هامش
( 1 ) - حبيب السير : جوشنى ( 3 : 274 )
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 96 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى