تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 849

مساهمون:

ص٨٤٩

غرس شجرهء ثابت اصل عالى فرع سيرت ارجمند حزم در حديقهء ذات بهجت ذات فايض البركات خديو ملك‌ستان مؤيد « 1 » [ 282 ر ]

جوشنى كه از تيرباران مكايد خصام پيكر احوال انام را نيكو محافظت تواند نمود حزم خواهد بود ، و سپرى كه دفع سهام حوادث زمان را كفايت نمايد جز سپر پيش بيتى و دورانديشى نشايد . حزم سدى است كه ذوالقرنين خرد بر روى يأجوج حوادث كشيده و خداوندان آن را از بيم شرارت و آسيب طغيانشان ايمنى بخشيده . تا آن سد سديد برپاست ساحت احوال شخص حازم از تطرق حادثات مصون است و پاى نعمت اقبالش از دايرهء انقلاب بيرون . چه هر فرزانه كه به نظر پيش‌بينى و بصر دورانديشى آثار ضرر كار خود را كه فردا روى خواهد آورد ، اگرچه محض توهمى بيش نباشد ، امروز مشاهده نمايد هر آينه به مقتضاى فرزانگى در مقام تلافى و تدارك آن برآيد و بذل جهد در سد طريق نزول آن حادثهء موهوم فرمايد . مثلا چون بيند كه بخارات ارضى رخت به ساحت هوا كشيدند پيش از قبول صورت نوعيهء سحابى تا به سبقت از نزول باران چه رسد بساطى كه در زير آسمان بىحايل درچيده است از خوف ضيعت از ترشح امطار برچيند ، و چون ملاحظه نمايد كه خصمى بر سر كار خود سازى و به انعقاد جمعيتى مىپردازد به توهم اينكه شايد سر پيكار او داشته باشد لواى غايت تحفظ و احتراز افرازد . لاجرم دولتيارانى كه بنيان اقبال را از رخنهء زوال ايمن داشته‌اند رايت اين كار را جز به دستيارى حزم نيفراشته‌اند . « 2 » زهى
هامش
( 1 ) - « خديو ملك‌ستان مؤيد » بجاى كلماتى كه محو كرده‌اند نوشته شده است . ( 2 ) - ازينجا تا آخر مطالب مندرج در صفحهء 851 مطالبى است كه برجاى مطالب پاك و محوشده دوباره‌نويسى شده است .