تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 846

مساهمون:

ص٨٤٦

ترميص درهء و الا و لؤلؤ لالاى ملكهء ستوده عزم به تاج و هاج وجود مكرمت آمود خاقان ملك‌ستان « 1 » مؤيد

بر پيشگاه ضمير روشن‌دلان شرف خصلتى كه زمام مهمات به چنگ كفايت دارد و كارهاى سترگ و كلان را مقدمه [ اى ] بسزا تواند بود و تا پاى او در ميان نيايد عقد [ ه ] ها از رشتهء كارها منحل نگردد غايت وضوح تواند داشت ، و اين مقدمات پيرايهء مناقب عزم است - چه هر كارى مسبوق برآنست و آن را سمت تقدم بر كارهاى كلان . پس گوى سعادت و فوز به نيت شهريارى ربايد كه با عزمى درست كارهاى معظم و امورات اهم را به امضا مقرون دارد . و تا كسوت عزم را به طراز ثبوت مطرز نسازد لواى نجح به مطلوب در ساحت مراد نيفرازد ، و مادام كه عزم را ثابت نمود مسلك تيسر هر امر خطير و كار صعب تواند پيمود ، چه عزم ثابت را تعريف آنست كه با موانع عظيمه‌اى كه خداوند آن خصلت را در خلال رو آوردن به كارهاى كلان رخ نمايد شرايط مقاومت به تقديم رساند و با وجود هر مانعى از ارتكاب آن عمل كه پيشنهاد خاطر شخص عازم است مرترع و منزجر نگردد . آرى با عزم درست هر امرى كه در نظر عقل امضاى آن بسى مشكل بلكه رشتهء آن كار را عقده‌هاى لاينحل است صورت امكان پذيرد خداوندان عزم درست پيوسته منجوق فوز به مطلوب به ذروهء عيوق رسانيده‌اند و از شاخسار گلبن عزم گلهاى ظفر بر دشمنان جان كه با كوه البرز و شهلان [ 281 پ ] در پايدارى دم همسرى توانند زد
هامش
( 1 ) - خاقان ملك‌ستان » را بجاى كلمات محوكرده نوشته‌اند .