تا اين سقف بلند برپا خواهد بود به ذروهء استعلا سمت پيوستگى تواند داشت .
روان پدران دادگر را در خوابگاه به احياى رسوم عدالت آنها تا ساعتى كه به نفح صور شرايط بيدارى به ظهور رسانند مؤدى مراسم تحسين و آفرين خويش فرموده ، و از مراياى ارواح زاكيهء آباء اولين به مصقل توثيق كاخ ملك و دين كه از سنن سنيهء آن دارايان جنت مكين بوده زنگ [ 270 پ ] « لهم مخافة ان لا يحذو خلفهم حذوهم » زدوده ، به حمد اللّه كه كلاه گوشهء مفاخرت افراد رجال و نساء سلسلهء عليه و صغار و كبار طايفهء جليله ، ضاعف اللّه تعالى اعدادهم ، كه پا در دايرهء حيات دارند امروز به ميامن وجود مسعود آن نقطهء دايرهء خوقنت به عرش برين مىسايد ، و هركدام را با رتبت ملازمت خدمت آستانش از بندگى سپهر و چاكرى ماه و مهر بسى عار مىآيد . مأمول از درگاه پروردگار و مسئول از حضرت قدس آفريدگار چنان است كه تا بناى محكم اساس اين سقف مرفوع كه با غايت استحكام و متانت مزدوج و مشفوع است فراز اين كاخ اغبر برپاست ، بساط دولت خداداد و اقبال بىزوال آن محيى رسوم معدلت و داد دستزدهء حدثان و پايمال طريان نگرديده همى سرايند كه در حلبهء رهان امتداد عهد دولتش همتك عهد حيات دنياست ، خاطر به اجابت اين دعا جمع دارم . چه بىگمان قدسيان را دكر آمين زيب زبانهاست .
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 813
مساهمون: ايرج افشار
ص٨١٣