تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
مىگشتندى [ 19 ر ] . بسا پسران كوه سرين موى ميان كه نجيع حلقوم خود را غازهء رخسار كوه دختران ساختند و به فرمودهء همايون جلادان بيباك به اتمام كارشان پرداختند . با وجود تقديم اين همه قتل بيكران و سفك دماى مقتولان و تخريب سكنه و بيوتات اهالى كرمان و نهب و تاراج اموال و امتعهء ساكنان به دست لشكريان آتش خشم و سخط قهرمانى را جزئى انطفائى دست نداد . كماكان شعله به فلك اثير مىرسانيد . لاجرم حكم فرمود تا سكنهء آن خطه را از اعلى تا ادنى و از پير تا برنا ، از عارف تا عامى ، از عالم تا امى ، از مرد تا زن ، از متكبر تا فروتن ، از رجال تا نساء ، از عبيد تا اماء ، از مشايخ تا صبيان ، از كهول تا شبان ، از رضيع تا فطيم ، از هميم تا لئيم ، همگى و تمامى را آنچه به قلادهء توطن و تمدن كرمان سمت تقلد دارند به ربقهء اسر درآورد ملتزم اردو به دار الخلافهء طهران برسانند و رباع آن سرزمين را مصدوقهء ، مصراع :
« خلت الديار فلا اهل و لا سكن »
نمايند ؛ و طرح مباينت ميانهء ساحت آن ديار با علامات و آثار انداخته زمين آن را نمودار « قاعا صفصفا » سازند و وقوع اين واقعه در شهور سال يكهزار و دويست و نه از هجرت مقدسه رخ نمود . پس ، از آن خطهء ويران عطف عنان توجه به سمت دار الخلافهء طهران فرمود و ديگر كسى از بيم مؤاخذت شاهى مسلك توطن آن كشور را نپيمود . تا سال ديگر برحسب مسؤول نواب جنت مكان محمد تقى خان عفو مجرمان شمول پادشاهى مقيل عثرات كرمانيان آمده اختيار آن ولايت را به اولياى آن حضرت مفوض و اهالى آن‌جا را به آن