به خندقى كه در ايام محاصره حسب الامر الاعلى در محاذات هريك از دروازجات شهر به مباينت يك تيررس گلوله از خندق شهر حفر نموده بودند رسانيد ، و از آن هم يكرانى را كه در زير ران داشت جهانيد . به ادمان خطوات اقدام « غرّان » كه عبارت از يكران او باشد صباح روز ديگر رحل ورود به در قلعهء بم گشود و مسافت ما بين كرمان و بم را كه عبارت از سى فرسخ باشد در مدت يك شبانه روز پيمود . نخست قلعهگيان شرايط محبت و احسان دربارهء او به عمل آورده او را درون قلعه مىبرند و طعام و شرابى به جهت او مهيّا مىسازند و به جهت رفع كسالت بيخوابى و مشقت مسافرت فراش خوابى به جهت او مىگسترانند . پس با شمشيرهاى آخته باثبات خطاى نياوردن جهانگير خان سيستانى به قصد او دامن بر كمر زده به بستر او حضور به هم مىرسانند .
لطفعلى خان بعد از مشاهدهء اين احوال به دامن عجز و الحاح درآويخته چون برحسب تقدير خداوند دادگر در اجل او تعويقى مقدر بود اهل بم يكران او را كه « غرّان » علم داشت و با باد صرصر در چابكى و بادپيمائى لواى همسرى مىافراشت پى نموده او را دستبسته مقيد و مغلول نگاه دارى و اعلام حقيقت حال را عريضه به خاكپاى همايون شهريارى [ 18 پ ] روانه نمودند .
چون امناى دولت قاهره را از صورت حال سمت آگاهى حاصل گرديد معادل يك هزار نفر سوار در تحت سركردگى يكى از سركردگان سپاه منصور به جهت آوردن و احتياط از فرار كردن او رهسپار آن ديار ، و بعد از دو سه روز ديگر او را به حضرت گردون مدار رسانيده ديدههاى جهانبين او را به حكم همايون از بينائى عاطل و چند نفر را به محافظت
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٤