تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
الْمُؤْمِنِينَ » ،
نعمت‌دار
« وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ » ،
سرحلقهء ارباب زهادت و اخلاص و اتّقاى خداوند خشيت
« إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ »
، فرازندهء منجوق كرامت و نوازندهء قانون درايت ، عالم ربانى و عارف صمدانى ، مجتهد الزمان جناب ميرزا محمد مهدى مشهدى كه مصباح هدايتش كاشانه‌افروز احوال اهالى ارض فيض نشان ، و حكم نافذش در صفحات خراسان و همچنين بخارا و كابل و قندهار تا سمت كشمير و پيشاور بلكه تمامت ولايات هندوستان روان ، و كافت اهالى آن بلدان حضرتش را از زمرهء مريدان و پيروان بودند و واسطهء عقد ارباب حقايق و شهود [ 20 ر ] جناب ميرزا هدايت اللّه با اخوان ديگر عّلامان دوران ميرزا عبد الجواد و ميرزا داود مسلك فرزندى آن تحرير يگانه را مىپيمودند به مفاد كريمهء « فذكر ان نفعت الذكرى » ابواب نصايح مقبلانه بر چهرهء احوال شاهرخ شاه گشودند و او را از انحراف جادهء اخلاص شاهى تحذير و به سلوك محجهء « 1 » انقياد و اطاعت قهرمانى ترغيبات مىفرمودند ، و او بواسطهء استيلاى جنود خوف و وحشت بر شهرستان درون پر خشيت مطاوع فرمودهء آن جناب نمىگشت . تا آنكه بعد از ترتيب مقدمات اطمينان به دستيارى تعهدات خديو زمان استنتاج نتيجهء مقصود امناى دولت قاهره را نموده نادر سلطان ولد اكبر او را كه به افسر نيابت پدر در مشهد مقدس تارك احوال آراسته داشت با ساير اولاد و احفاد شاهرخ شاه روانهء كابل و قندهار ساختند ، و هرآنچه كردند تا پدر را هم همسفر پسر سازند و بر رفع لواى استخلاص رقبهء او از چنبر قهر قهرمانى پردازند نپذيرفت و در فرار عذرى سقيم‌تر
هامش
( 1 ) - زير سطر دارد : جاده .
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 59 | ايرج افشار / محمد جعفر بن محمد حسين نائينى