را با چند تن ديگر عرضهء شمشير آبدار و تفنگچيان را يراقچين نموده رهسپار طريق فرار ساختند . پس با شمشيرهاى آخته متوجه اردوى شاهى شده قتل و غارت مفرط به تقديم رسانيدند .
مشاهدان تقرير مىكنند كه از حملات آن شيرمردان در آن شب وحشتى به اردوئيان شاهى دست داد كه فزع روز اكبر بر طاقچهء نسيان افكنده شد ، و هركسى را سررشتهء تثبّت و قرار از چنگ تدبير بيرون رفت . آنچه از اردوئيان به ناوك تير و شمشير خونريز آن جلادت كيشان سر به بالين عدم گذاشته بودند اضعاف مضاعف آن در آن سواد شب كه موجب اشتباه امر بود و كسى را ياراى تميز ميان آشنا و بيگانه نبود ، به دست يكديگر مسلك هلاك پيمودند . مثلا پدر به قتل پسر اقدام ورزيده و برادر پهلوى برادر را به خنجر خونخوار دريده .
بالجمله بعد از آنكه يك نوبت حمله بردند و در آن حمله آنچه مقدور بود از قوه به فعل آوردند و اردوى شاهى را سمت تفرق بخشيدند ، چنان كه دوازده هزار نفر از ايل شقاقى سالك طريق فرار گرديدند و تا آذربايجان عنان توسن فرار نكشيدند .
مقارن آن حالت رايت صبح صادق از كوه نمودار و مقريان اردوى شاهى برحسب حكم همايون صداها به اذان بلند و غلغلهافكن گنبد دوار آمدند . پس لشكريان آنچه حولوحوش اردو متفرق بودند رو به معسكر سلطنت آوردند و اهل اردو را ثبات جأشى و سكونخاطرى رخ نمود . لطفعلى خان به مسافت يك ميدان اسب فاصله از اردوى پادشاهى اداى مكتوبه صبح را تكبيرة الاحرام گفته به عبادت معبود حقيقى
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٠