تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
مراحل عزيمت به چند منزل نموده است . سركار اقدس پادشاهى تنبيه او را بر تسخير قلعهء شوشى رجحان داده اشارت فرمودند تا كرناى رحيل كشيدند . پس همه‌جا به ايلغار حركت نموده عماقريب در شب عيد سعيد فيروز سلطانى تشريف فرماى ساحت ولايت دار الخلافه و نزديك به دروازهء قزوين كه يكى از دروازجات آن ولايت است حكم جهان مطاع شرف نفاد يافت كه سپاه منصور به دستور سفر خيريت اثر سلك جمعيت خود را از هم نپاشند و به شهر تردد ننمايند و مستعد مسافرت باشند . پس با وجوه خاص دولت و مقربان حضرت و سركردگان دستجات وارد [ 16 ر ] شهر و روز عيد را در آنجا توقف و در تالار ديوانخانهء عمارات مباركات شاهى شيلان شاهانه كشيده مقربان و سركردگان سروبر را به خلعتهاى فاخرهء شاهى آراستند . و چون در خلال احوال توجه موكب شاهى از آذربايجان به سمت عراق در دار السلطنهء قزوين عريضهء حاجى ابراهيم به حضرت همايون شرف وصول و افتتاح پذيرفته خديو دوران را از واقعهء لطفعلى خان و و تشتت شمل اردوئيان او در سميرم و انصراف او به شيراز و ممنوع گرديدن از دخول شهر و تحصن به قلعهء زرقان به دستورى كه سابقا سمت نگارش يافت اعلام داده بود لاجرم توقف زايد بر يك روز را در ولايت طهران منافى فكر و رويّت مملكت‌گيرى دانسته اراده فرمودند تا پيش از آنكه جمعيتى تازه بر سر خود جمع‌آورى نموده باشد به قلع مادهء طغيان او پردازند . پس مقارن غروب روز عيد كرناى كوچ را بلندآوازه ساخته از