تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
طهران حركت و همه‌جا به ايلغار روانهء سمت فارس ، و چون به دستيارى وطآت اقدام خيول هامون‌نورد اردوى همايون را به حصار دشتك كه با هريك از شيراز و قلعهء زرقان كه جعفر خان در آن متحصن بود نه فرسنگ مباينت داشت رسانيدند ، حكم به حطّ رحال توقف در آن منزل فرموده معلوم راى مبارك گشت كه جان محمد خان قاجار كه در اصفهان به التزام خدمت سركار اقدس جهانبانى حسب الامر الاعلى مأمور بوده بعد از پراكندگى اردوى لطفعلى خان در سميرم به موجب دعوت حاجى ابراهيم از اصفهان با جمعيت خود روانهء شيراز و در آنجا رايت‌افراز توقف مىباشد . بالجمله چون روز ورود مسعود را در منزل مزبور كه محفوف به كوه و دو دهنه داشت - يكى رو به سمت شيراز و ديگرى مواجه زرقان - به شام رسانيدند ، شبانگاهان حكم مطاع نفاد يافت كه عاليجاه ابراهيم خان سركردهء دستجات دامغانى « 1 » پانصد نفر برداشته به استحفاظ دهنه‌اى كه مسامت زرقان است تا صبحگاهان اشتغال بنمايند . شب كه تنصيف شد لطفعلى خان با معادل يكصد نفر سوار از قلعهء زرقان [ 16 پ ] به آهنگ شبيخون متوجه اردوى معلى و مساوى يك هزار رأس گوسفند از اهل دهات حول‌وحوش زرقان مقدمهء سپاه خود قرار داده بود نزديك به دهنهء كوه كه مىرسد اشارت مىراند تا سواران گوسفندان را رم داده اندرون دهنه برانند كه مستحفظين دهنه به خيال هجوم لشكر به هيأت اجتماع به افشاى راز درون تفنگهاى خود پرداخته ، پس جمعيت به يورش بر مستحفظين مسلط و آنها را سالك ديار هلاك سازند . چون به موجب اشارهء او معمول داشتند و لواى مقصود افراشتند ابراهيم خان دامغانى « 1 »
هامش
( 1 ) - اصل : دامقانى .