تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 733

مساهمون:

ص٧٣٣

[ تركيب بند « آزاد » دربارهء على خان ]

ايراد تركيب‌بندى كه مشاطهء طبع آزادى حمايل نحر شاهد زيباى منقبت اميرزادهء آزادهء بيهمال نموده
باز گلشن را نسيم صبح در زيور گرفت * مست شد بلبل مگر گل باز دور از سر گرفت عقدهء مشاطه‌اى گوئى گشود از كاكلى * ورنه باغ و راغ را باد از چه در عنبر گرفت تا چمد ليلى به روى سبزه‌ها مجنون زار * ز اشك خونين دشت را در لالهء احمر گرفت وقت شد شيرين رود در بيستون تا لحظه‌اى * بنگرد سوزى كه در فرهاد غم‌پرور گرفت گه شود گريان ز سير لالهء افروخته * كاين چنين داغم به جان از غيرت شكر گرفت گاه در تصويرها خندد كه دست كوهكن * نعل گلگون را ز تاج شاه بالاتر گرفت وقت آن آيد كه گويند از گل و از سبزه باز * صحن گلشن بو و رنگ از طارم اخضر گرفت چنگ مىگويد به آهنگى كه گويد عقل باز * مطرب يازان پى شريان جان نشتر گرفت كاتش افتاده است بر خشك و تر عالم مگر * در كنار آب شوخى آتشين ساغر گرفت [ 245 ر ] باز شد چندى كه گويند از براى مصلحت * شيخ چندى شد كه ترك مسجد و منبر گرفت يا به خلوت ز اقتضاى جنبش باد بهار * ساغر صهبا به جاى سبحه و دفتر گرفت