تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣

[ خيانت چند تن و كيفر آنها به دست عبد الرضا خان ]

ذكر صدور خيانت چند تن از ارباب كفران نعمت و تجرع بادهء كيفر از ساغر سياست نواب امير معدلت آيت [ 231 ر ] وخامت عاقبت آنان‌كه حقوق نعم اولياى نعمت را به كفران مقابل دارند به نصوص آيات و اخبار منصوص است ، لا سيما اشخاصى كه از حضيض فرومايگى و مذلت به اوج تحصيل نام و عزت به ميامن التفات و توجه ولى نعمتى خداوند تأييد گرايند و با همه احسان و اصطناع عصابهء وقاحت « 1 » از راه غايت رذالت « 2 » بر پيش ديده بسته به خسران مالى خداوند نعمت رضا نداده متشمر قصد شخص شريف آن‌كه ذباله‌سان رشتهء جان را به آتش كوشش داده تا اطراف و جوانب‌نشينان خود را روشنى رفاه بخشايد گردند . ممهد اين مقدمات بيان قصد چند تن از افراد ارباب ملازمت نواب امير مؤيد است . آن ذات بدايع صفات را كه در همه حالات باران اصطناع و احسان بر كشت احوال آن نبهرگان « 3 » سفساف مى - بارانيدند ، تفصيل اين اجمال آنست كه اوايل محرم سنهء يكهزار و دويست و چهل و پنج هجرى عباس نام قرائى خراسانى كه باشى شمخالچيان سركار عالى ، و مبادى احوال مصطبه‌كش خمخانهء ذلت و گمنامى بود پس به ظهور استعداد و قابليت استيفاى شرايط سپاه‌گرى نواب امير مؤيد را منظور انظار توجه و تربيت آمده روزبه‌روز بر پايهء قدرش افزودند و مسلك كمال اصطناع و احسان را دربارهء وى به
هامش
( 1 ) - بالاى كلمه نوشته : بيشرمى . ( 2 ) - اصل : زرالت . ( 3 ) - بالاى سطر دارد : دون و فرومايه .