[ باز دربارهء وقايع سال 1244 ]
ذكر وقايع سال فرخنده فال اودئيل ميمنت تحويل مطابق سنهء هجريهء يكهزار و دويست و چهل و چهار [ 230 ر ] چون اواخر سنهء ميمونهء سيچقانئيل بعد از آنكه طرح موافقت در ميان دولتين عليتين ايران و روس افكنده گشت و غبار خلاف به زلال اصلاح مصلحين فرونشست ايلچى از دربار ايمپراطوريه نامزد رسالت كيهان خداى ايران گرديده بعد از ورود به مقر اريكهء خلافت عظمى به جهت سوءاطوار و شناعت كردار و ارتكاب حركاتى كه ملايم قانون و دأب خود بود و منافى ملت غرّاى محمدى مىنمود فضلاى عظام و مجتهدين فخام قتل او را فتوى دادندى ، پس مجتهد العصرى ميرزا مسيح متشمر كشتن وى و ارباب ملازمت وى گرديده ، با هجوم عام متوجه سرمنزل آن بدكيشان [ شدند ] و به مصقل تيغ سفاح « 1 » زنگ وجود آنها را از آئينهء گيتى زدودند .
از ظهور اين حالت انقلابى تمام و اغتشاشى لاكلام در ولايات محروسه حاصل آمده ، اعادى فرصتى مغتنم شمرده در خدمت سركار اقدس نسبت طغيان به نواب امير مؤيد كامران دادند . لاجرم در شهر شوال المكرم واسطهء عقد خاصان خود ميرزا محمد جعفر را روانهء دربار عالم مدار پادشاهى فرموده كفايت مهم رفع تهمت مزبور و امضاى برخى از معظمات امور ديگر را در عهدهء كارآگهى و آزمودگى معزى اليه مقرر فرمودند .
بعد از وفود به محضر مهر انتساب شاهانه آن واقف رموز رسالت كه مضمون اين گفته پيرايهء منقبت اوست :
هامش
( 1 ) - اصل : سفاخ