فريدون تكريم محمد حسن خان قاجار بود كه در عهد دولت نادريه متصدى مهام جليلهء پادشاهى و به عز فرزندى امير عديم الاقران فتحعلى خان كه ركن وثيق كاخ دولت شاه طهماسب صفوى و از اجلهء امراى آن حضرت بود مباهى . اواخر دولت نادريه در مملكت مازندران و استرآباد رايتافراز استبداد و به جمعآورى شيران بيشهء آن دو كشور منجوق استعداد به ذروهء عيوق رسانيده نوبت مخالفت را بلندآوازه گردانيد .
نادر شاه بعد از آنكه مسلك تنبيه جماعت لكزيّه را كه در ايام توقف موكب همايون پادشاهى به هند ابراهيم خان ظهير الدوله برادر او را در جنگ به قتل رسانيده بودند به قدم تقديم قتل رجال و نهب اموال و تخريب مساكن آنها پيموده به عزم استصفاى مملكت روم رايتافراز مسافرت آن مرزوبوم بود در موصل خبر مخالفت نواب محمد حسن خان را استماع لاجرم مضمون صدق مشحون « عرفت اللّه بفسخ العزايم » را نقش نگين اعتقاد ساخته عطف عنان توسن توجه به صوب ايران نمود و فوجى از افواج عساكر فيروزى مآثر را در تحت رايت سردارى محمد حسن خان قاجار و جمعى ديگر از خوانين جلادت آثار به تسكين مادهء مخالفت آن تهمتن روزگار نامزد و روانه فرمود . چون مراحل مسافرت را به قدم معاجلت به انتها رسانيدند [ 14 ر ] به استعمال ادويهء جلادت دليرانه و كوششهاى مردانه معالجت عارضهء مزاج ملك را نتوانستند ، يعنى آن شير بيشهء شجاعت را از كنام مألوف به چنگ آوردن خارج از قوه و قدرت خود ديدند ، لاجرم قتل و غارتى مفرط به تقديم رسانيده مراجعت نمودند .
پس آن ضرغام كنام شيراوژنى و پلنگآويزى در بيشهء مسقط
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: ايرج افشار
ص٤١