تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
چين زلف خوبان شكست افتاده توسن گريز را به جانب عراق مهميز زده در آنجا هم از بيم جان توقف را حرام دانسته رايت توجه به جانب آذربايجان افراخت و خطهء اصفهان را مضرب خيام احتشام وكيلى ساخت . و در تصاريف زمانى كه آزاد خان باسط درنگ در مملكت آذربايجان بود بموجبى كه بمشية الرحمن در موضع خود سمت تبيان خواهد يافت خديو سكندر دربار محمد حسن خان قاجار بعد از طرح بساط محاربه مملكت عراق را از تصرف امناى حضرت وكالت انتزاع و وى را به شيراز گريزان نموده رايت استيلا در ساحت آن ولا افراخته يك نوبت هم تعاقب وكيل به فارس كرده چشم‌زخمى به اردوى معلى رسيده به عراق مراجعت ساخته بودند . پس مجددا آزاد خان را هوس استصفاى عراق بر سر و هم تك باد صرصر با سپاهى بيحدّ و مرّ از آذربايجان قاصد عراق . نواب محمد حسن خان پيش از ورود او به جهت نظم امور مازندران متوجه آن سامان شده آزاد خان بى تحمّلّ اعباء مكافحت وارد اصفهان و بعد از نظم امور عراق و نصب حكّام و عمّال در ولايات به هوس استصفاى استرآباد از راه گيلانات متوجه صوب مقصود گرديد و به هيجان مادهء مخاصمت دولت عليهء قاجاريه از آن پس در مزاج اقبال خود آثار استقامت و اعتدالى نديد . تا آنكه بالضروره پا از دايرهء طغيان و سركشى كشيده تا ميقات وصول فضاى حق به پناه دولت وكيليه آرميد . بيان اين مقدمه آنكه بعد از ارادهء تسخير استرآباد مراحل عزيمت را تا خطهء رشت كه پيمود و در آنجا خديو زمان نواب محمد حسن خان مسلك مبارزت را سلوك نموده [ ر 13 ] شكست مجملى يافته به