تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
الرأس مألوف و مقطع السّرة دودمان سعادت مكنوف به تشحيذ براثن شجاعت و بسالت و تحديد انياب رشادت و جلادت همّت مردانهء خود را مصروف مىساخت و لواى انتهاز فرصت مىافراخت . تا آنكه عما قريب بساط سلطنت افشاريه طى ورشد . دولت آن طايفه غىّ گرديده در آن نزديكها نادر شاه در حوالى خبوشان مقتول و آفتاب دولت عليشاهى و ابراهيم خانى كه بعد از انطفاى چراغ سلطنت نادرى طلوع نموده بود به فاصلهء دو سال افول كرد ، به موجبى كه شرح آن گفته آمد . پس آن تهمتن زمان ، استرآباد و مازندران را محكمهء خود قرار داده آغاز كار ملك‌گيرى و كشورستانى و به نيروى بازوى اقبال خداداد و استظهار و اعتماد به شمول تأييدات ربانى لواى دولت به عيوق افراشت و پاى مردانگى در ميدان عدو مالى گذاشت . و در صروف آن اوان آزاد خان افغان رايت‌افراز حكمرانى آذربايجان و نواب محمد كريم خان زند لنگرافكن توقف پايتخت عراق يعنى اصفهان ، و هنوز مملكت فارس را متصفى نساخته و آن كشور را به حيطهء تصرف نياورده بلكه به تازگى عليمردان خان بختيارى را كه با شاه اسمعيل به تسخير مملكت فارس پرداخته امر انتظام آن مملكت را مكفى نساخته به توهّم سركشى وكيلى با جمعيت بختيارى به مدافعه روانهء اصفهان گرديده بود در چهارمحال اصفهان كنار آب كرن شكست داده رونقى تمام از غلبه بر آن جسارت فرجام و آوردن شاه اسمعيل را به دام كام در كار اقبال خود آورده بود . لاجرم بواسطهء ظهور اين اثر اقبال پارا به منتهاى مدارج سلم جرأت گذاشته اراده نمود تا به جر لشكرى مملكت مازندران و استرآباد
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 42 | ايرج افشار / محمد جعفر بن محمد حسين نائينى