بيضهء بيضا نموده هزاران فروخ سيمين پديدار ساخت مسافت ما بين كاشان و ابو زيدآباد را مسير [ 216 ر ] اقدام بادپايان ساختند . چون كمتر [ ين ] بندهء وقايعنگار بواسطهء عروض عارضهء وجع مفاصل از التزام خدمت ركاب تخلف جست بعد از ورود به منزل مزبور و ادراك شرف حضور معاتب گرديده فرمودند كه چون مقرر است كه سه منزل يكى تا يزد رفته باشم بامگاهان كه هنگام شد رحال است قبل از ركوب ميمون سركار اشرف و الا به چند دقيقه بايست به اسراج و الجام مركب سوارى خود پرداخته خود را راكب غارب آن ساخته سواره انتظار ركوب نواب ما را كشيده باشى كه همهجا منزلبهمنزل تا صوب مقصود مشغول مشاعرت باشيم و سلك منادمت را از هم نپاشيم .
سبحان اللّه ! چه مناسبت است تخويدى « 1 » را كه سه منزل راه به يك منزل بريدن مبين معنى آنست با عارضهء شديد وجع مفاصل كه حمل البرز و شهلان در جنب آن به غايت آسان .
بالجمله متوكلا على اللّه ملتزم امتثال فرمايش مطاعشده زمام توسن امر را به دست فارس تقدير داده بامگاه آن شب چنان كه مضمون فرموده بود معمول ، و چند دقيقه قبل از ركوب و الا بر مركوبى كه مضمون اين قطعه حسب الحال وى را مىسزد
قطعه
دارم اسبى كه وقت جستن * كاكل كندش تعاقب دم
تا جو ننهيش در مقابل * مشكل گذرد ز جوى گندم
هامش
( 1 ) - بالاى سطر دارد : تند رفتن .