تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦

[ احوال محمد قاسم خان سردار و حركت او به يزد ]

ذكر احوال محمد قاسم خان سردار و توجه او با لشكرى كواكب آثار به جانب يزد و تفرق سپاه او در قلعهء شمش به عون دادار و خاتمهء كار سردار رقبهء احوالش به طوق مملوكيت نواب غفران مآب محمد ابراهيم خان قاجار صاحب‌اختيار كرمان مطوق ، بعد از فوز معظم له به لقاء پروردگار و بسيج سفر ديار پايدار ولد اكبر ايشان نواب عباسقلى خان را كه گوهر عمان سلطنت ابد آيت و نوادهء خاقان دارا دربان كسرى عدالت [ 212 ر ] بود مروج نقد ناسرهء سركشى و طغيان و دستاويز صاحب داعيگى خود ساخته آغاز كار جهانگيرى نمود و عدت جمعيت خود را به هيجده هزار نفر از مردم سيستان و طايفهء بلوچ و اهل كرمان و بلوكات حول‌وحوش رسانيده معادل هفت عراده توپ و هشتاد عدد زنبورك مهيا نموده ، در تصاريف اين احوال كه داستان غلبهء روسيه بر قزلباش بدان موجب كه در موضع ذكر توجه سركار شجاع السلطنه به دار العبادهء يزد ايمائى بدان خواهد شد صح فاش آمد پرده از روى كار برانداخته به استماع شورش يزديان و اخراج كسان شاهزاده محمد ولى ميرزا از آن سامان در كارخانهء متخيله نقش اين خيال خام بست كه به هواى تسخير آنجا اولا ، و اصفهان و طهران ثانيا و ثالثا جمعيت خود را حركت داده باشد . پس در بيستم شهر شعبان المعظم سنهء مزبوره از كرمان حركت [ كرد ]