تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
ابواب جمعى محمد كريم خان روزى چند به شب پيوست . تا آنكه مقرب الخاقان آقا محمد اسمعيل پيشخدمت‌باشى سركار اقدس به موجب حكم همايون وارد [ شد ] و شاهزاده را چنان كه ذكر خواهد شد به حركت قسرى راجع به طهران ساخت و بعد از آنكه رحل اقامت سركار محمد كريم خان تا مدت چهل روز در عقدا افگنده بود و در تصاعيف اين احوال خبر توجه سركار شجاع السلطنه به يزد مسموع نواب امير مؤيد گرديد به موجب دستخط مبارك شاهزاده اعلان برادر عالى گوهر فرمودند كه چون به اقتضاى وقت طرح اساس دعوى در يك جا بايست شود حكما عقدا را خالى [ كند ] و رهسپار محضر عالى گردد . پس امتثال حكم قدر محكوم نموده در توجه صوب حضور مسلك مسارعت پيمود . بالجمله چون از نظم اين مهام فراغى دست داد نواب اشرف و الا علماى اعلام و مجتهدين فخام را دعوت فرموده در صحبت آنها وارد اندرون سرا [ شد ] و ابواب مخازن نقود و اجناس شاهزاده را بعد از تقديم شرايط تقفيل به اقفال مستحكمه به مهر هريك از آنها ممهور فرموده به احكام مبانى احتياط چنان كه مقتضاى [ 211 ب ] رؤيت دورانديشان مقبل است مىپردازند تا اموال مخزونه به قصد قاصدان و طمع طامعان عرضهء تلف وضيعت نگردد و بر اين قياس حراست اموال شاهزادگان كوچك و ساير بانوان حرم حتى نوكران را ملزومهء همت فتوت ساختند و به جهت محبوسين و اهل‌وعيال آنها قراردادى به استمرار نقد و جنس و راتبهء شبانه‌روزى فرمودند كه از انديشهء اطلاق چون خيال تجرع سم ناقع به اقصى غايت نفور بودند و به زبان حال از درگاه داور متعال مسألت حبس ابدى خود مىنمودند .