حسب الحال اهل اردوى او نمودند . پس به مقتضاى ضرورت و انحصار چارهء كار عطف عنان عزيمت به جانب شيراز نموده ابواب شهر را مانند ابواب اقبال بر چهرهء احوال مسدود ديده به دستيارى صورت حال حجاب اشتباه از محاذات چهرهء ضمير او كناره جست و به يقين دانست كه مرتب اين مقدمات كه منتج نتيجهء ادبار روزگار دولت اوست عذر و مكيدت وزيرست ، لاعلاج رخت تحصن به قلعهء زرقان پنج فرسخى شيراز كشيد .
و خاتمهء كار او در مساق نگارش احوال خديو گردون وقار نواب آقا محمد خان قاجار معلوم رأى مطالعان اين روزنامهء شگرف خواهد آمد ، ان شاء اللّه تعالى و تقدس .
بر المعيّت ثاقبهء ارباب درايت پوشيده نيست كه هر سفيهى كه شجر خلاف نظر كردگان الطاف كردگار را كارد جز ثمر عطب و هلاك برندارد ، چنان كه لطفعلى خان پيرامون غرس اين شجر گرديد و به موجبى كه به خواست خدا سمت نگارش خواهد يافت جز حاصل هلاك نفس نديد و متأسى اسوهء ناستودهء وى در اعلاى لواى مخالفت آن خديو ملكستان مير محمد خان ولد عليمراد خان عرب زنگنه بود كه مسالك عطب نفس خود را به قدم ظهور باطن اوجاق همايون دولت بىزوال قاجار را چنان كه در اين داستان نموده شود پيمود . [ 11 پ ]
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 34
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٤