[ سلطنت لطفعلى خان زند ]
ذكر سلطنت لطفعلى خان ولد جعفر خان زند و نگارش نبذى از مآثر شجاعت بر جلادت آن [ 10 پ ] بعد از وقوع واقعهء جعفر خان ، لطفعلى خان ولد او از لار مسلك مسافرت شيراز به قدم مسارعت پيموده به جاى پدر نشست و با شاهد سلطنت كه قدمش براى اقبال كار دولت او ناميمون بود عقد زفاف بست .
انصاف مبارزى كندآور و شجاعى دلاور بود . در معركهء كارزار مضمون « ابدا بنفسك » را كار مىنمود و تنها به قلب ميزد و گوى مغالبت مىربود . ولى شاهد قفس را از حليهء خرد عاطل مىداشت و در ساحت احوال رايت سفاهت مىافراشت . چه با بداهت اين معنى كه با پولاد « 1 » بازوان پنجه كردن جز ساعد خود را رنجه كردن طايلى ندارد همگى همت بر اين امر مىگماشت . بعد از تمكن بر سرير سرورى تيغ انتقام از نيام آخت و به اتمام كار قاتلين و باعثين خون پدر پرداخت .
مأثور است كه دو نفر سيد را هم كه به صحت نسب مشهور و در السنه و افواه مذكور بودند در خلال آن احوال به روغن نفط آلوده به دستيارى زبانهء آتش ، دود از نهاد هستى آن مظلومان به فلك اثير رسانيد و در حقيقت به آتش آن حركت خرمن بركت حيات و سلطنت خود را سوخت و بجز ذخيرهء شقاوت سرمدى و لعن ابدى خداوندى چيزى ديگر نيندوخت .
باعث ارتكاب اين حركت شناعت آيت از قرارى كه معتبرين
هامش
( 1 ) - اصل : پولان .