اكتساب رسوم خونريزى نكرده بود كه در سفك دم او كندى مىنمود . پس با آن حالت غضبناك از گوشهء چشم به جانب جلاد بيباك نگريسته عتاب آغاز كرد و قانون درشتى و خشونتساز و بازخواست نمود تا چرا تيغ خود را حدّت نبخشيده به قطع وريد حلقوم من [ 10 ر ] مبادرت نموده و مسلك خونريزى من پيموده . اينك بشتاب و به دستيارى فسان تيغ خود را مستعد آن كن كه بىدغدغهء فلل « 1 » كه مستلزم زجر و مشقت من تواند بود كام آقاى خود را برآورده باشى .
بالجمله جعفر خان بعد از آنكه اين مهم كلان را به امضا رسانيد و فضاى سينه را از شواغل وساوس اين مدعا مصفا گردانيد هنوز در انجمن خاطر مناكحت عروس زيباى اصفهان را اجراى صيغهء عقد نكرده خبر آوردند كه اينك تهمتن زمان نواب آقا محمد خان با لشكرى كه فضاى هامون از عدّت آنها مانند عرصهء گردون از خيل ستاره تضايقپذير است رحل ورود به ساحت ولايت خواهد گشود . فى الحال از بيم جان توسن گريز را به جانب شيراز مهميز زده مجال تلعثم و درنگ را بر خود ننگ نگريست .
مشاهدان تقرير مىكنند كه در حينى كه با كمال عجله و شتابزدگى از راه غايت اضطرار و تشويش خلف تكيهء بكتاش نزديك دروازهء خواجو « 2 » كه مخرج مسافرين شيراز است رسيد جماعت دراويشى كه در تكيهء مزبوره رحل نزول و سكون گسترده دارند دم در دم شاخ نفيرهاى درويشى نموده آثار
« يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ » *
آشكار كردند .
هامش
( 1 ) - بالاى سطر معنى آن را دارد : كندى .
( 2 ) - اصل : خاجو .