تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
كه باقر خان خراسكانى در اصفهان به قدم استعداد مسلك طغيان مى - سپارد و گردن از چنبر اطاعت پيچيده دارد و در تعمير قلعهء تبرك كه در محلهء موسوم به « پاى قلعه » من محلات دار السلطنهء اصفهان واقع است به جهت احتياط كار مساعى جميله از قوه به فعل مىآورد و گردن احوال را به طوق اخلاص و ارادت خديو زمان و تهمتن دوران نواب آقا محمد خان مطوق نموده عرايض چاكرانهء او همه روزه به محضر مبارك آن داور فريدون‌فر شرف افتتاح مىپذيرد و اولياى آن حضرت گردون بسطت او را تمنيت حكمرانى آن سامان و انسلاك در سلك چاكران خود داده به انواع مكرمت و التفات مستظهر و مستمال داشته‌اند . لاجرم اشارت راند تا در دم شادروان جلال را به عزم توجه اصفهان و تنبيه باقر خان بيرون شهر برپا نموده سپاه حاضر را صلاى مسافرت در دهند . پس در كمال استعجال متوجه آن خطهء مينو تمثال گرديده بعد از آنكه مدارج سلّم راه را به درجهء آخرين رسانيد و به پايمردى وطآت خيول هامون‌نورد خود را به دار السلطنهء اصفهان كشانيد باقر خان از بيم جان رخت تحصن به قلعهء تبرك كشيده چند روزى در آنجا متحصن بود . تا آنكه منطوق كريمه
« أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ »
مفهوم خويش آشكارا نموده به چيردستى غازيان جلادت نشان قلعه مفتوح و باقر خان مأخوذ گرديده به حكم جعفر خان تيغ زمرد فام را از عقيق مذاب خون حلقومش بيجاده گون ساخته روانهء سراى پايدارش نمودند . روايت مىكنند كه هنگامى كه در زير تيغ جلاد گردن رضا كشيده سر بر آستانهء تسليم نهاد همانا تيغ خونخوار از ابروى مقوس دلدار
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 29 | ايرج افشار / محمد جعفر بن محمد حسين نائينى