دولت شاهزاده محمد ولى ميرزا آشيانهء خود را در ولايت گرم داشتند .
پس مبادى زينتاندوزى اورنگ صاحب اختيارى ولايت به فرّ قدوم آن حضرت سركردهء آنها محمد سعيد خان به دامن اغاثت اولياى دولت قاهره تمسك جسته نوكر مزبور را از كار ساخلوى آن ديار معاف داشته در سلك نوكران ركاب همايون منسلك گرديدند . ميرزا باقر آهى كه به زيور كارآگهى آراسته بود وزارت محمد زمان خان را متقلد گشت .
يكى از خصايص وى [ 184 پ ] آن بودى كه اركان كاخ استلذاذ نفس و استطابت عيش را به معمارى استكثار ميل زنان و ملاعبت نسوان غايت استحكام بخشيدى و از ساغر مدلول كريمهء
« زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ »
بادهء ما صدق بودن كشيدى ، و در هر منزلى كه طرح نزول ريختى به دامن خواستگارى عورتى آويختى . چنان كه از ولاياتى كه مسير اقدام مسافرت او گرديده كمتر ولايتى را نشان مىدهند كه فوجى از عورات آنجا را به ربقهء ازدواج درنياورده باشد .
تصديق اين دعوى را از قرارى كه مشاهدان تقرير مىكنند در تصاريف اوقاتى كه رحل توقف در يزد افكنده داشت و لواى وزارت مىافراشت سواد شبان را با مصباح فروزان رخسار خورشيد طلعتان به بياض سحرگاهان مىپيوست و با شاهدان فربه سرين باريك ميان كه نمودار حوران جنان توانند بود برمىخاست « 1 » و مىنشست . اى بسا لئالى ناسفتهء شاهوار را كه معبر از آن دوشيزگان گلرخسار باشند سفته نمودى و
هامش
( 1 ) - اصل : مىخواست .