انصاف چراغ اقبال محمد زمان خان اگر چند زمان فروغ بخشود به دستيارى استعمال روغن تدبيرات مادر بود .
چون پيشتر از آنكه به حبالهء نكاح صدراعظم درآيد حجلهآراى همسرى يكى از شمسگان قلادهء اعاظم و اكابر دار السلطنهء اصفهان بود در مساق اين احوال اقوام و اقارب شوى نخستين را كافل مهام ولايتى و وسايط محفل كاركنان پسر داشت و زمام رتقوفتق امور را به كلى در كف كفايت آنها گذاشت . من جملهء آنها ميرزا زين العابدين و ميرزا عبد الوهاب بودند كه هريك به مقتضاى استقلال در مهمّات محوله به خود شرايط استجلاب منافع به تقديم مىرسانيدند .
محمد زمان خان از افراد صدور عظام نواب ميرزا عبد العلى صدر ركاب مستطاب را كه در صنعت خطاطى مضمون « وحده لا شريك له » نقش نگين القاب ساميهاش بود و به طرح بساط استيناس در ميانهء مشك مداد و كافور صفحه گفتى لئالى رخشان و جواهر تابان در سلك قراطيس مىآمود ، واسطهء عقد ارباب مؤالفت و مؤانست ساخته نواب ميرزا محمد على صدر خاصهء شريفه را نيز در اين باب مساهم و مشارك سركار معظم - اليه نموده در صباح و مسا هم نرد مصاحبت مىباختند و لواى يكرنگى مىافراختند .
روايت مىكنند كه محمد زمان خان در تصاريف آن اوان كه سرا - بوستان ازمنهء عمر انسان را [ 186 ر ] به راستى بهار عالمافروز توانستى بود يعنى ايام نضارت غصن عمر كه شباب بهجت انتساب عبارت از آنست به نحوى سلّم ذكاء و فطنت را پاى احوال به پايهء آخرين گذاشته بود كه از روى حقيقت به قدح زناد غيرت نايرهافروز خاطر دستنشينان
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 554
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٥٤