ايامى چند تخم فرح و انبساطى كاشت .
ميرزا باقر آهى با اشكى كه از حسرت فرقت شاهد اعتبار بر صفحهء رخسار دمادم جارى داشت رايت انزوا و خمول افراشت و آهى را كه لهيب آتش جحيم كسب رموز حرارت از آن مىنمود به احراق خرمن سبز افلاك برگماشت .
بعد از آنكه حقيقت اين ماجرا در طهران به نظام الدوله رسيد و كار وزارت ميرزا باقر را بىرونق ديد ميرزا ابو القاسم اصفهانى را كه در مبادى احوال واسطهء عقد خاصانش جز آن كارآگه بيهمال نبود و سالها از جانب نظام الدوله مسلك حكومت كاشان را به قدم مزيد جلالت و اقتدار مىپيمود ، و عاقبت به تسويلات نفسانى نرد معاندت صدر باخته خود را بدينواسطه از درجهء اعتبار و حيّز استقلال نخستين انداخته به وزارت نامزد و روانهء يزد نمود . چراغ وزارت وى هم به هزت نسايم حزم آن مردانه زن صاحب رأى فروغى كه مطمح نظر بود نداد و مانند وزير شطرنج به مجرد اسمى بىمسمى قناعت مىنمود .
چون زمانى برآمد تا مستغرق شطّ رنج اغتراب و ابتذال و بحر عناى جلاى وطن و اجتزال بود مسلك [ 186 پ ] مراجعت پيمود و كار وزارت محمد زمان خان بىدغدغهء معارض و مساهم به وزير نخستين يعنى مهين بانوى حريم عز و تمكين مادر فرخنده سيروى افتاد . هر شام و بام كه پسر به تقديم شرايط دخول به خانه و خروج از كاشانه على الرسم اقدام مىنمود مادر فرزانه چندان رموز كار سياست شهر و آداب معاشرت با زيد و عمر [ و ] و بكر به پسر يگانه آموختى كه به جهت استعمال روزگارهاى طولانى از آن نقود نصايح رايگانى ذخيرهها اندوختى .
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 553
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٥٣