به يزد رسانيده به مفتاح اظهار ارادت و خلوص نيت و استحكام مراير عهد و پيمان خدمتگزارى « 1 » فاتح ابواب التفات زين العابدين خان گرديده ، رفتهرفته خود را در آن سركار پيشكار و زمام رتقوفتق مهام در عهدهء كفالت گرفت و فرمان وكالت سلطنت به اسم خود از ديوان اعلى صادر نمود .
زمانى چند كه از نيابت زين العابدين خان انقضا يافت احقاق حقوق التفات ولينعمت را بنفسه رهسپار طريق دار الخلافه [ شد ] و بعد از عرض مراسم حسن سلوك خانزادهء آزاده بر پيشگاه حضور مهر انتساب ملتمس صدور فرمان حكومت بالاستقلال به نام نامى ايشان گرديده ملتمس خود را از خاكپاى همايون به عز اجابت قهرمانى مقرون نموده مقضى المرام به يزد مراجعت [ كرد ] و به ظهور اين خدمت خود را مورد عاطفت و نواخت اضعاف مضاعقهء سابق ساخت و لواى مزيد استقلال در تصدى خدمت پيشكارى در عرصهء احوال افراخت .
پس زين العابدين خان ساحت خاطر را از شواغل وساوس اشتراك با برادر مهين در تصدى مهم حكمرانى مصفى نموده تكيه بر بالش حكومت بالاستقلال داد و ابواب رفق و مدارات بر چهرهء احوال كه و مه گشاد و در فتح ابواب عدالت و اخذ عهود حسن معاشرت از متصديان اعمال ديوانى كه ملازمان حضرت بودند اجتهادات [ 169 ر ] بليغ فرمود و مسلك تحصيل دعاى خير رعيت را به قدم ترفيه آنها پيمود و رايت سلامت نفس را آسمانرسا ساخت . روان پدر بزرگوار را به سلوك مرحلهء اقتفاى احوال پسنديدهء ايشان شادمان كرد .
و از آثار خيرى كه به مساعى همت خيرانديش به روزگاران
هامش
( 1 ) - اصل : خدمتگذارى .