بزرگوار خلفى نماند جز كرد [ ه ] هاى خير و افعال نيك . ثكلاى اقبال از فقد آن يگانه فرزند بيهمال مضمون اين نشيد سرائيدن گرفت :
شعر
و لو انّ ما بى بالجبال لهدّها * و بالنار اطفاها و بالماء لم يجرى
و بالليل لم يصبح و بالدهر لم يكن * و بالشمس لم تطلع و بالبدر لم يسرى
پس اقامت مراسم تعزيت را روزهاى دير شمر به تقديم رسانيده كالبد شريفش را به جوار تربت مقدس مرتضوى زادها اللّه تعالى كرامة و شرفا پيوستند . حضرت قدس آفريدگار به افاضت شابيت « 1 » رحمت نامتناهى تربت پاك آن بزرگوار را سيراب فرمايد و نواقص عمر ايشان را با ساير برادران كه مرتحلدار ابرار گرديدهاند بر عمر مبارك نواب امير مؤيد كه زلال بقايش مورث نضارت غصن رفاه رعيت است افزايد ، انه بالاجابة جدير .
هامش
( 1 ) - كذا و شايد صحيح آن شآبيب باشد .