چون مقرر است كه امورى كه ارادهء الهيه تعلق به حصول آن گيرد نخست تهيّىء اسباب آن مقدر تقديرات خداوندى بايستى شود [ 169 پ ] چه عالم عالم اسباب و بىتوسط انامل سبب عقدهء حصول مسبب سمت انحلال نتواند يافت ، بنابر تمهيد اين مقدمه كسانى را كه حاجى كريم مخل كار حكومت و انزعاجشان را از دار الاياله موجب استحكام مبانى دوام استقلال ولينعمت مىدانست بعد از تصميم عزايم مسافرت دار الخلافه و حطّ رحال ورود به دربار سلطنت مراير موافقت را مستحكم [ كرد ] و از حضرت قهرمانى مستدعى تفويض زمام ايالت يزد به قبضهء كفايت سركار عبد الرحيم خان و ترخيص انصراف ايشان بدان سامان گرديده ماهى مقصود به شست آوردند و بر رغم انف خصم نگين حكومت را از دست زين العابدين خان به موجب فرمان قضا جريان انتزاع كرده در انگشت برادر مهتر جاى دادند و سالما غانما در التزام مصاجت آن رافع الويه استيهال ايالت و حكومت راجع يزد گشتند و مسند سرورى را به فر قدوم خانى آرايش دادند ، چنان كه در مساق نگارش احوال عبد الرحيم خان حقيقت اين داستان معلوم متأملان خواهد گرديد .
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 504
مساهمون: ايرج افشار
ص٥٠٤