[ وفات زين العابدين خان ]
ذكر ارتحال سركار زين العابدين خان از سراى غرور به دار حيوان و بيان موجب وفات ايشان در شهور سال يكهزار و دويست و سى و چهار كه نگين حكمرانى يزد در كف اهريمنان بيگانه افتاده نوبت ايالت به نام محمد زمان خان ولد حاجى محمد حسين خان صدراعظم ديوان اعلى بلندآوازه بود و مسلك حكومت را به قدم غاصبيت آن حق مىپيمود ميرزا سيد حسين ولد ميرزا سيد محمد رضوى كه پدر به عز مصاهرت خان سعيد مغفور پايهافراز مباهات بودى و پسر مسلك نوادگى اولياى حضرت خانيت را به قدم عنفوان شباب و نظارت غصن عمر مىپيمودى به اغواى نفس اماره و تسويلات شيطانى مرتكب حركتى كه مجازاتش بر ذمت حكومت متحتم مىنمودى مىگردد .
حالى كه سركار زين العابدين خان در محكمهء عرفى تشريف داشتند و لواى مصاحبت [ 170 ر ] و مكالمت با محمد زمان خان مىافراشتند صورت اين احوال را منهيان معلوم حاكم مىدارند . پس از آنكه به موجب احضار ميرزا سيد حسين را حاضر مىسازند و به تقديم شرايط مؤاخذت و عتاب و ضرب شلاق دربارهء وى مىپردازند - ظهور اين احوال مهيج مادهء غيرت خال مكارم خصال گرديده اراده مىفرمايند تا سورت حرارت آتش غيظ را به تقديم ضربى وافى به دست خود دربارهء همشيرهزاده تسكين بخشايند . چون به امضاى مهم منظور سرآستين عزيمت بالا مىزنند و شكردهء كار ضرب مىشوند به هبوب كمال خشم چراغ حيات را فرومىنشانند . مشاهدان را گمان آنكه تغيرى در احوال فيروزى مآل