ذكر ارتحال نواب علينقى خان از سراى غرور به دار جاويدان و بيان موجبات وفات ايشان
چون مدت هفت سال از ايام فرخنده فرجام ايالت سركار خانى انقضا يافت و در تصاريف اين سنوات فيروزى آيات سهل و حزن معابر و مسالك ايالت را به اقدام معدلت و مروت به انتها رسانيد ، از اينكه لقاء حق را زمان ادراك رسيده بود و مفاجات قضاى پروردگار به مدلول كريمهء
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
متحتم مىنمود و به موجباتى كه بر پيشگاه خاطر اولو الالباب وضوح دارد حصول مسبب بدون توسط سبب صورتپذير نتواند گشت ، ارتحال آن دولتيار را عروض عارضهء استسقا سبب نمود ، و شهورى چند به اين ناخوشى صعب العلاج مبتلى و تكرر و تكثر و ادمان و مداومت معالجت و مداوا به مضمون گفتهء مولوى رومى :
بيت
از قضا سر كنگبين صفرا فزود * روغن بادام خشكى مىنمود
موجب وداعى مزيد رنج و عنا مىگشت . تا آنكه در خلال ايام ناخوشى برحسب حكم همايون پادشاهى كه حصن آن به معول معاذير مسموعه سمت انثلام نتوانستى يافت عزيمت دار الخلافه را به تصميم مقرون ، و بعد از حصول عز بساط بوسى محضر مستطاب و تحصيل رخصت اياب و ورود به مستقر اريكهء ايالت هفتم شهر ذيحجة الحرام از شهور سال [ 168 ر ] يكهزار و دويست و نوزده به اشتداد مرض مزبور قفس كالبد را از طاير فرخ فال روح پرفتوح خالى گذاشته بسيج سفر آخرت فرمودند ، و از آن