[ جلوس علينقى خان ]
ذكر جلوس نواب علينقى خان بر مسند ايالت دار العبادهء يزد به جاى پدر عديم الهمال و شرح بعضى احوال برحسب تقاضاى مقال بعد از آنكه در شهر شوال شهور سال مزبور ساقى آسمان به جام كام يزديان بادهء زهر خاصيت ارتحال خان عليين آشيان ، انار اللّه تعالى برهانه ، به موجبى كه نگارش يافت ريخت و پرويزن فلك خاك مصيبت بر مفارق ربيبان نعمت اولياى حضرت خانيت خصّه اللّه تعالى بمزيد المغفرة ريخت و شهورى چند اقامت مراسم تعزيت آن بزرگوار را جامههاى نيلى آسمان روش كسوت اندام خاص و عام گشت و اشك سيمين ستاره كردار راه به دامان كه و مه گشاد در محرم سال يكهزار و دويست و چهارده زمام ايالت ملك موروث حسب الفرمان قضا جريان همايون « 1 » پادشاهى به قبضهء اختيار و اقتدار اميرزادهء آزاده نواب [ 163 پ ] علينقى خان درآمده پاى آسمانفرسا برفراز سرير سرورى و ايالت گذاشتند و رايت شوكت و اجلال و لواى حشمت و اقتدار را مرفوع داشتند . سحاب مدرار دست گوهربار را تشويربخش ابر بهاران و حاصل باران ابر كف دريا نوال را از انبوهى همبستر كيوان فرمودند . همتى را كه گوى سبقت دريلندى از عيوق مىربودى در تصاريف ايام ايالت اضعاف مضاعفهء سابق عالى نمودندى . بناى جلال را بدان مثابه استحكام بخشود كه قصور همال آن اجلال جز به فرض محال ممتنع نمود . زبان زمان دفع عين الكمال را از روى شاهد خيلا و حشمتش از تلاوت آيهء شريفه
« وَ إِنْ يَكادُ »
بس نكرد . خداوندان حشمت و اقبال و صاحبان شوكت و اجلال اداى فريضهء
هامش
( 1 ) - اصل : هميون