دفترخانه پيش گرفتم ميرزا محمد امين به ظهور آن احوال حسب الحال را اين شعر تازى از گفتهء يكى از فصحاى عرب كه به صنعت جناس سمت تصنع داشت بيان نمود .
شعر
كلكم قد اخذ الجام و لا جام لنا * ما الذى ضرّ مدير الجام لو جاملنا
ترجمهء آن به فارسى اينست كه همگى شما به تحقيق كه گرفت جام و ما را نيست جامى . چه چيز است آنچه زيان مىرسانيد دور اندازهء جام را ، اگر مجامله مىكرد با ما و ما را هم جامى مىداد .
چون اين شعر به ادا رسانيد ناگهان يكى از پيشخدمتان شاهزاده از در درآمد و جامى كه از جملهء اجزاء عراضه بود از جانب شاهزاده به جهت ميرزا محمد امين آورد و گفت فرمايش و الا از اين قرار است كه از اين جام آب نوشى و به دعاى اينكه ساقى كوثر ما را از زلال تسنيم سيراب سازد كوشى .
بعد از اتمام اين جملهء معترضه باز بر سر مطلب مىرويم . يكى ديگر از كافلان مهم انشاء در آن سركار شوكتمدار عم مكرمت توأمم مقرب - الخاقان ميرزا محمد منشى سركار اقدس پادشاهى بودند ، خداوند طبعى غرا ، نثرش تشويربخش نثره از غايت بها . در معرض عرض منشآتش عجبى نيست اگر روان وصاف از گفتها غرق عرق تشوير آيد . پس از انقراض زمان حيات سركار خان فريدون فر و تصدى خدمت بعضى برادران ديگر متوجه دار الخلافهء طهران [ شد ] و به عرض كالاى نفيس كمالات خدام دربار سلطنت را به نقد پايهشناسى خريدار متاع خويش كرده تاكنون كه اواخر