تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
و در خلال احوالى كه فريقين با يكديگر مقابله و تسويهء صفوف مقاتله نمودند و دست به كار زدند خوانسالاران سركار خانيت خان ناهار « 1 » آن بزرگوار را در آن مكان حاضر ساخته با خاطرى جمع مشغول صرف ناهار گرديدند . و پس از فراغ پا به دايرهء ستيز و آويز [ گذاشتند ] و آتش حرب را شعله‌انگيز ساختند . تفنگچيان چابكدست طرفين از سحاب تفنگ باران گلوله بارانيدند و غريو رعد آوا از نهاد او به فلك اثير رسانيدند . از بس كه دود درون تفنگ و زنبورك راه آسمان گرفت مضمون كريمهء
« يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ »
معنى خويش آشكارا ساخت و از صداهاى رعد بنياد ولوله در طاق گردون افتاد . بالجمله از طلوع آفتاب تا عصر بلند ، رحاى جدال دوران داشت و آتش نزاع مشتعل بود . ناگاه از جهت توكل روزافزون [ 151 پ ] سركار خانيت نسايم فيروزى بر پرچم لواى لشكر منصور وزان گشته رخنه در سد ثبات تفنگچيانى كه جلو تيپ جعفر خانى كماندارى مىكردند افتاده به هيأت اجماع جاكن [ شدند ] و رو به گريز نهادند . تيپى كه عقب تفنگچيان بود مقتضى آئين آنها گشته پيرو تفنگچيان گشتند . جعفر خان چون حريف را خيره و روزگار اقبال را تيره ديد سر خويش و راه فرار به باغ دولت‌آباد را كه مخيّم سراپردهء جلال او بود پيش گرفته ساير تيپها بنا بر تأسى جزء به كل رخنه در بنيان ثباتشان راه يافته راه هزيمت پيش گرفته ، و هركسى به طرفى گريخت و رخت هستى از غرقاب جنگ به ساحل ناحيه و شهرى كشيد . منطوق
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ »
« 2 » مفهوم خويش آشكار و ميوهء درخت برومند توكل سركار خانيت جلوهء ظهور در منصهء شاخسار نمود .
هامش
( 1 ) - اصل : نهار . ( 2 ) - قرآن مجيد ولى بدون كلمهء قد .