تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩

[ زنديه و يزد ]

[ توجه كريمخان زند به يزد . . . و نيابت ميرزا اسمعيل كلانتر ]

توجه موكب وكيلى به جانب دار العبادهء يزد به تحريك يكى از محركان سلسلهء عداوت و فتح ابواب ترجمان بر چهرهء اولياى حضرت خانيت و الزام آن بزرگوار در التزام ركاب خود به حمل اعباء مسافرت و تقلد ميرزا اسمعيل كلانتر به قلادهء نيابت مهندسان سراى روايت اخبار طرح حكايت ورود وكيل را به دار العبادهء يزد از اين قرار افكنده‌اند كه چون چراغ اقبال روزگار نواب محمد تقى خان فروغ به آسمان رسانيد يكى از صدرنشينان محفل نفاق كه منجوق « 1 » شقاق را به ذروهء عيوق مىافراشت و خود را از زمرهء كسانى كه نقطهء دايرهء نبوت پيغمبر راهنما به استعاذت از شرور آنها به منطوق كريمهء
« وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ »
مأموربه امر
« قُلْ أَعُوذُ » *
بود مىداشت از غايت استيلاى جسارت خواست تا آن چراغ خدا افروخته را به صرصر شكايت بردن آن دولتيار به محضر وكالت خاموش ساخته باشد . تقرير كرده‌اند كه بعد از توجه به شيراز متجاوز از يكسال درنگ نمود و در تصاريف اين اوقات مسلك چاره‌جوئى كار خود را مىپيمود . به حلق موى سر كه از سنن مؤكدهء پيغمبر بود در عرض اين مدت اقدام نمىنمود و بر صفت زنان گيسوان به هم رسانيده ، ديده‌اش در بستر استراحت لحظه [ اى ] نمىغنود . تا آن‌كه از بس به معمارى عجز و الحاح پايهء بنياد شكايت بدان‌جا رسانيد كه دست انديشه و وهم را از وصول به دامن آن كوتاه گردانيد امناى حضرت وكالت را به احوال
هامش
( 1 ) - در زير اين كلمه معنى شده علم