مسئلت آن است كه اولا قلم عفو بر جرايم اعمال اين خطاكاران كشيده چشم از كردههاى ناستودهء اين بندگان ديرين به مقتضاى حلم زمين تمكين پوشيده بر حالت ماها رحمت آورند و ابواب اجحاف و ستم بيگانگان را بر ديرين بندگان فدويت نشان بيش از اين گشاده روا ندارند و محافظت اين ولايت و محارست نفوس و اموال رعيت آن را از شر كينه جويان افغان كه سر توجه به اين سامان دارند به مقتضاى صاحب اختيارى ولايت و غمخوارى رعيت بر ذمت همت مقبلانهء خود واجب شمارند .
چون رسول كرمانيان عريضه را به پيشگاه حضور سركار سلطان رسانيد و از مضمون عريضه و صورت احوال راى صواب نماى سلطانى را سمت اطلاع حاصل گرديده چهرهء عجز و مسكنت و التجا و استكانت آنها را در آينهء تقرير رسول و مضمون عريضه مشاهده فرمودند فرستاده را لوازم التفات مبذول و به انواع مكرمت مشمول نمودند و از فوايد پىپايان عفو مجرمان كه ثوابهاى جزيلهء دنيويه و اخرويه متفرع بر آن است خود را بىبهره نگذاشتند و اندام احوال آنها را به تشريف والاى بخشش آراسته جرايم آنها را به عفو مقرون داشتند و ملتمس آنها را روا نموده شبل بيشهء شجاعت سركار ميرزا فخر الدين احمد فرزند سعادتمند خود را در شهر ذيقعدة الحرام سال يكهزار و يكصد و سى و يك هجرى با معدودى از دليران [ 77 پ ] بافقى و كندآوران بهابادى از راه كوبنان روانهء دار الامان كرمان ساختند و بعد از نزول اجلال موكبهء ايشان به ساحت آن خطهء نزهت نشان اهل كرمان لوازم خدمتگزارى معمول و مقدم ايشان را بغايت گرامى داشتند و گردن از ربقهء اطاعت و انقياد اوامر و نواهى
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٤٦