[ توجه ميرزا فخر الدين احمد از بافق به كرمان ]
در بيان توجه موكب ميرزا فخر الدين احمد از بافق بجانب كرمان بفرمودهء بندگان عنايت سلطان بموجب درخواست كرمانيان و رفع لواى حكمرانى در آن سامان و آرايش عروس آن ولايت به دستيارى مشاطهء عدالت بعد از آنكه سايبان حمايت سركار مغفرت آثار ميرزا عنايت سلطان از مفارق اهل كرمان كرانه جست و عنقاى شخص شريفش قلهء قاف قصبهء بافق را كه مولد اصلى ايشان بود آشيانه ساخت آفتاب حوادث به وسط السماء آن خطه رسيد و شدت گرمى آتشافروز خرمن طاقت و ثبات كرمانيان شد ، جماعت افشاريه ساكن آنجا كه بزرگ ايشان اسمعيل خان بود ابواب بىاعتدالى بر چهرهء احوال اهل كرمان باز و دست بىانصافى بر خرد و بزرگ ايشان دراز و قانون ستم و اجحاف ساز كردند و به تواتر اخبار وحشت آثار عزيمت طايفهء . . . « 1 » افغان به سركردگى محمود ولد ميرويس [ 77 ر ] غليجه از قندهار به جانب كرمان گوشزد خرد « 2 » و بزرگ و پير و جوان مىشد و بناى قرار آنها را زلزله در اركان راه مىيافت ، لاجرم خواص و عوام آن ولايت با يكديگر اتفاق ورزيده يكجهت و يكدل عريضه خدمت سركار سلطان نوشتند و مصحوب معتمدى ارسال داشتند مبنى بر اينكه اگر از امثال ما جاهلان حركاتى كه منافى طريقهء بندگى و مخالف قاعدهء زيردستى است نسبت به خدام ذوى الاحترام آن صاحباختيار زبردست به ظهور رسيده در معرض عفو جرم سوز سلطانى چشم داشت بخشايش داريم كه گفتهاند ، مصراع
گنه از بنده و عفو از خداوند
هامش
( 1 ) - يك كلمه حذف شد .
( 2 ) - اصل : خورد