به هلاك خود مصروف ساختهاند . به مجرد استماع اين خبر اشاره نمودند كه سلطانزادهء ممجد ميرزا فخر الدين احمد بيدرنگ به عزم مدافعت آنها پردازد و ساحتسراى زندگانى را از لوث هستى آنها پاك سازد و برحسب اشارت با بشارت سركار سلطان به ركوب غازيان نصرت نشان حكم نمود و همهجا راه مسارعت پيمود تا حوالى محال باغين تلاقى فريقين و ملاقات عسكرين دست داد . چون دو صف با يكديگر مقابله و مجادله پيمودند بجزئى كروفرى شكست فاحش به جمعيت سيرجانى دست داده مساوى پانصد نفر از آنها هدف گلولهء تفنگ و از دست ساقى اجل باده كش ساغر مرگ در بزم جنگ شدند و بقيه السيف را مجال درنگ نمانده سر خويش و راه گريز در پيش گرفته خود را به قلعهاى كه در حوالى باغين است رسانيده بدان [ 76 ر ] تحصن جستند و در قلعه را مانند ابواب مراد بر روى خود بستند .
چون از وقوع اين واقعه سركار مغفرت آثار عنايت سلطانى را اخبار كردند با فوجى از ملتزمان خدمت از شهر حركت و به الحاق سايرين عدت جمعيت به پنجهزار رسيده به آن هيأت متوجه قلعه و دايره كردار اطراف آن را احاطه نمودند و بناى گيرودار گذاشتند . زمان محاصره تا مدت ده روز امتداد به هم رسانيد و هر روز بيرون مىآمدند و حركت مذبوحى مىكردند و طريق مجادله مىپيمودند .
بعد از انقضاء ده روز كه ماصدق « تلك عشرة كاملة » است چنان از شدت سختگيرى غازيان جلادت نشان كار بر قلعهگيان تنگ شد كه فوجفوج خود را از قلعه بيرون افكنده رهسپار طريق فرار مىگشتند .
مقارن اين احوال خبر آوردند كه جماعت سيستانى كه به سردارى
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٤٢