از محضر مستطاب است عم خويش ، و ابابى از شهداديان قصبهء طيبهء نائين است .
چون عرايض جسارتآميز بدين مخلص انجاميد اشارت همايون شد تا مجدد به عرض قصيدهء منظومه پرداخت . از راه اينكه به زبان عرب سمت انشاد يافته و منطقهء قدرت همايون محيط فهم الفاظ و عبارات و سوق . . . « 1 » آن نيست ، امير الامراء العظام فخر الدولة العلية حاجى محمد حسين خان مروى كه در پايهء سرير اعلى عز قيام حاصل داشت به ترجمهء هر شعرى از ان كمر اهتمام محكم نمايد .
پس امتثال امر همايون را آواز بركشيده آغاز خواندن مطلع كردم . معزى اليه نيز وظيفهء خود به تقديم رسانيده مترجم ساخت . حسن مطلع به عرض رسانيدم ، كافل ترجمهء آن نيز گرديد . چون اعداد اشعار به بيست رسيد و همگى به دستيارى ترجمهء فخر الدولة العلية مترجم آمد و مضامين آن معلوم راى انارت قرين خديو زمان و زمين گشت ، زبان وحى ترجمان شاهانه به تعريف و تحسين درفشان گشت و به آن درجه شرايط ترحيب و آفرين به تقديم رسانيد كه عشر اعشار آن در حيز بيان نيايد ، و همچنين واقفان حضور همايون . . . « 2 » خصوصا معتمد الدوله و فخر الدوله و آقا محمد كاظم واله هريك بانفراده تا پايهء مبالغت در وصف اشعار منظومه روا داشتند و لواى اطراى ناظم افراشتند كه ما فوق آن متصور نگردد .
پس حكم شاهانه به معتمد الدوله عز نفاذ يافت [ 45 پ پ ] كه به تقديم
هامش
( 1 ) - يك كلمه آبديده و محو شده .
( 2 ) - يك كلمه ناخوانا .