تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
شامكون « 1 » نه فرسخى سبزوار با معدود دو هزار نفر قراولان مير محمد خانى ملاقات و بجز صد نفر از آنها ما بقى مأخوذ قراولان گرديدند . يكصد نفرى كه رخت از غرقاب رزم به ساحل فرار كشيدند به جهت اعلان واقعه روانهء سبزوار و اللهيار خان را مستقر ساختند . پس با سيصد نفر رزمجويان از قلعه بيرون گرائيده و در سبزوار به امير محمد خان طرح اساس مبارزت ريختند و رحاى ستيز و آويز را به اقصى غايت دوران بخشيدند . چون نزديك به آن رسيد كه اللهيار خان طحين رحاى جدال آيد متذكر مضمون اين گفته : بيت
گريزى به هنگام [ و ] سر بر به‌جاى * به از پهلوانى و سر زير پاى
آمده عنان و ركاب توسن گريز را سبك سنگين و به جانب شهر برق آهنگ روان گشت . مير محمد خان تعاقب او را ملزومهء عزم ثابت دانسته بر صفت تيرى كه از شست رها گردد از عقب وى شرايط ركض و تخويد به تقديم رسانيد . هرچند دولتخواهان از در ممانعت درآمدند و وى [ را ] از تعاقب خصم تحذير نمودند طائلى رخ ننمود و پاسخ مىداد كه بايستى به دست خود وى را به قتل رسانم . مسافت يكصد قدم مانده كه به اللهيار خان برسد و متشمر قتل وى گردد غريو از نهاد برآورد كه كجا مىگريزى ! مگر گمان دارى كه از دست من جان به درخواهى برد ! حاليا جمجمة الرأس تو را گوى لعب طفلان خواهم ساخت ! اللهيار خان
هامش
( 1 ) - در فرهنگ جغرافيائى ايران « شامكان » ضبط شده است .