چون مهم استخلاص آن سامان به كفايت مير محمد خان مقدور تقدير حضرت قدس آفريدگار نبود لاجرم با ظهور آنگونه آثار اقبال كار و شهود نصرت جنود جلادت آثار كه هر آينه از علايم تسخير آن ديار تواند بود شبى اسمعيل خان ولد مير رفيع خان عرب عامرى جندقى و محمد حسين خان پسر عم او كه به سردارى سپاه مير محمد خانى موسوم بودند و واسطهء عقد خاصان او مىنمودند از اردو فرار و متوجه قصبهء نائين گشتند . مير محمد خان را از حدوث اين حادثه و سنوح اين واقعه سررشتهء ثبات و قرار از قبضهء اختيار بيرون و چهر مهر ملكگيرى را به ميغ تمنع مختفى ديده عطف عنان مراجعت به صوب نائين نمود .
چون داعى حركت هزيمت را از سرداران معزى اليهما مستفسر آمد به معرض شهود رسانيدند كه هريك كه مرائر معاهده را باوكلاى جعفر قلى خان مستحكم ساختهايم تا تيغ كين بر روى يكديگر نكشيم .
لاجرم به موجب عهد و پيمانى كه در ميان گذشته معمول داشتيم مير محمد خان آنها را ملتزم خدمت خود به يزد آورد و از آنجا عزيمت تخير سبزوار را به تصميم مقرون داشته اراده نمود تا اللهيار خان جوينى قليچى را كه رايتافراز اختيار آن سامان بود از مستقر حكومت خود ازعاج نموده باشد .
پس به امضاى اين عزم لشكرى نمايان به عزم مكافحت روانهء آن ديار [ 43 پ ] اللهيار خان به استماع اين خبر فوجى از سوار و پياده كه عدت آنها به هزار و پانصد نفر مىرسيد مستقبل جنود مير محمد خانى ساخته در موضع
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: ايرج افشار
ص١٢٩