[ مملكت پادشاهى دارد نام او سوتيا « 1 » ، و طول آن جزيره در ميان دريا دور مىكشد ، و از افراط برودت كسى آنجا نمىتواند رفتن ؛ و كهرباى زرد و سفيد از آنجا مىخيزد .
و متّصل به آن زمين مملكتى هست نام پادشاه آنجا گوتلانديّه « 2 » ، او را به نام جزيرهاى كه در آن مملكت است مىخوانند ، و جزيرهاى ديگر هست نام آن نورويگه « 3 » ، و پادشاه آنجا را نيز به نام جزيره بازخوانند ، و تقرير مىكنند كه طول آن ممتد است تا زير نقطهء قطب شمالى ، چنان كه به سمت الرأس مىرسد ؛ و شانقار سينه سفيد از آنجا مىآورند .
و مىگويند آدمى نيز هم در طفلى سفيد موى و سفيد مژه و ابرو مىباشد ؛ و راويان روايت مىكنند كه غايت درازى روز آنجا در اوّل آفتاب در جدى دو ساعت مىباشد ، و بيست و دو ساعت صبح و شفق چنان كه خطهاى باريك بتوان خواندن و نبشتن . و چون آفتاب به اوّل سرطان برسد به عكس اين باشد .
و سبب اين معنى آنكه فلك آنجا رحوى مىگردد .
و آنچه در زبان خلق و افواه مردم افتاده كه ظلماتى هست ، معتمدان ايشان تقرير مىكنند كه از ابتداى آن جزيره تا انتها دايما ] ضباب مىباشد ؛ چنان كه هرگز برنمىخيزد ، و بدان سبب همواره تاريك بود ، به اين اعتبار آن را ظلمات مىگويند ؛ و حيوانات در آنجا اندك مىباشند . و مىگويند مردم آنجا بغايت بزرگهيكل و عظيمجثّه مىباشند ، و زود پير مىشوند .
و برابر زمين مغرب به غير از ولايت اشبانيا متّصل به آن زمينى است كه آن را كستلونيّه « 4 » گويند و ارهگون « 5 » نيز گويند ، و نسبت به نام ولايت شاه آنجا را رى كسطلونيه خوانند ؛ و از كوههاى آن ولايت سيماب مىخيزد ، و معادن زر و نقره و مس نيز هست . ]
هامش
( 1 ) .Swatija( 2 ) .Gutlandijjah( 3 ) .Nurwigah( 4 ) .Kastalunijjah ( Catalonia )( 5 ) .Aragun ( Aragon )