[ شهرها پادشاهى اصيل معتبر نيست . صدور و اكابر آنجا مردى پارساى نيكوسيرت را به مزد مىگيرند ، و باتّفاق او را [ سالى ] به پادشاهى مىنشانند ؛ و در آخر سال منادى ندا كند كه كيست كه در اين يك سال بر او ظلمى رفته است ، بايد كه دادخواه شود .
جمله متظلّمان حاضر شوند ، و گردن او را آزاد كنند . بعد از آن ديگرى را طلب دارند و به پادشاهى بنشانند ، و پيرامون آن صحراها لشكر بىاندازه است ؛ و در سوابق ايّام اهل دو شهر را با يكديگر خصومت افتاد ، و از هر دو جانب ششصد هزار سوار برنشسته در برابر يكديگر آمدند .
و متّصل به آن ولايت ولايتى ديگر است نام او رومانيوله « 1 » ، و دار الملك آن شهرى معظّم است و در آنجا مردم بسيار به اكتساب آداب و حكمت و فنون علوم مشغول باشند ؛ و از آن زمين اسپان تپچاق خيزند .
و در جنب آن ولايت ولايتى هست نام آن ماركه دى ترفيس « 2 » ، و از آنجا نيز اسپان تپچاق نيكو خيزند ، و در آن ولايت لشكرى بسيار است ؛ و متّصل به آن ولايت بر كنار دريا شهرى است نام آن فنيسيّه « 3 » ، و اكثر ابنيهء آن را از دريا برآوردهاند ؛ و پادشاه آنجا را نيز سيصد قبرقه مىباشد ؛ و آنجا نيز پادشاهى به ابوّت و اصالت نيست . بزرگان شهر باتّفاق شخصى پارساى متديّن را به پادشاهى مىنشانند ؛ و چون او درگذرد ديگرى را اختيار كرده نصب كنند .
و بالاى اين ولايت مملكتى هست بزرگ ، پادشاه آنجا بطريق اكيليا « 4 » ، با لشكرى بسيار و نعمتى بىشمار ؛ و در آنجا كوهى است كه دايما پربرف باشد ، و از آنجا ]
[ 299 V - 7 ]
بلور صافى مىخيزد .
و از طرف شمال اين زمين ، ولايت لنبرديّه « 5 » و گوتلانديّه « 6 » و سويجيّه « 7 » ؛ و
هامش
( 1 ) .Rumanjulah ( Romangnola )( 2 ) .Markah di Tarafis( 3 ) .Fanisijjah( 4 ) .Akilija( 5 ) .Lunbardijjah( 6 ) .Gutlandijjah ( Gotlandia )( 7 ) .Siwigijjah ( Suecia )